بهار دلگشا از راه می رسد ...

هـر ساله هنگامي كه طبيعت جامه سبز بهاري در بر مي كند، به پيـشـواز نــوروز مي رويـم و زايـش و نو شدن طبيعــت را گرامي مي داريم. شـايـد، اوليـن روزي كـه زنـدگـي بشر به شام انجاميد، غمي بر دل آدمي نشسـت. در صـبـحـگاه روز بعد، وقـتي جــهان را دوباره روشن ديد، "نـوروز" را تـجـربه كـرد و يـا در گردش جو و دور زمانه، انسان با رفتن زمستان سرد و فرا رسيـدن بهــار و گرما، آن روز را نوروز انگاشت...
از نظر فرهنگي، آنچه امروز از نوروز در ايران سلامي به جاي مانده، بخشي از آیين هاي باز مانده از دوران پـيـش از آريایی ها اسـت. اين باورها، پس از ايراني شــدن در دوران پـيش از اسـلام و نيز در دوران پس از اسلام به وجود آمده و نيز همين طور، در دوره هــاي مختــلف سلطـنت پادشـاهـان و سلسله هاي ايران، ايـن آيـين ها با باور هاي اسلامي به هم آميخته شده اند، به گونه اي كه آنـچه اكنون در اين سرزمين، آن را جشــن مي گيريم، تلـفيـقي از كـليه ی رسومات و آيين هاي باز مانـده از دوران كهن اسـت كـه در دوران اسلامي، كامل و ماندگار شده است.
خانــواده هاي ايـراني، قبل از رسيدن نوروز، غبار كهنگي را از همه جا و همه چيـز مي زدايـند و پاكـيزگي، تازگي و شــادي را به درون زندگي خود مي آورند و لحظه ی تحويل سال، پاك و پاكيــزه با جامه ی نو پاي سفره ی هفت سين مي نـشيـنـنـد و به درگــاه خـدا نيايـش مي كنند و همه ی اعضاي خانواده در كنار هم، با شادي، مهر و محبت به استقبـال بـهــار مي روند، ما ايرانيان عقيده داريم سفره ی هفت سين حكايت از شكر گزاري به درگاه خـداونـد دارد و هـر چـه در آن قرار مي دهيم، از نظر فرهنگي معنايي خاص دارد.
قرآن مجيــد، زينـت بخش نخـسـت سفره ی نـوروزي مـاسـت كـه همزمان و يا پس از تحويل سال نو، همه آن را مي بوسنـــد و با تلاوت آياتي از قرآن، از خالق خود تشكر مي كنند.
در بـرخي از سـفره ها تصويري از حضرت عـلي(ع) را مي گـذارند. بنابر بسياري از روايات، روز غدير خم، درسال دهم هجري كه حضرت محمد(ص)، مولي علي را به جانشيني برگذيدند، بـرابر و مـصادف بود با نوروز. سبزه و سبزي و سنبل در سفرة هـفت سيـن، نـشان از شادي و سبزي دارد و آيينه نشان جهان بي پايان است. شمع نماد روشنايي و فروزه هاي جاودانه است و آب و چند ماهي قرمز نـماد و نشانه اي از روزي حلال. نان بركت و روزي است و سيب نشاني از نعمت و شادابي و سنبلي از ميوه هاي بهشتي است. علاوه بر اين، تخم مرغ، تمثيلي از نطفه و بارداري و سمنو نشـاني از فـراوانـــي خوراك و غذاهــاي پر نيرو بوده و از سيـر بـه عنـوان گـندزدايـي و پاكيزگي سخن رفته است. در اين ميان از سنجد به نام نماد عشق و مهــر و از اسپند به عنـوان نشانة حفاظت از چشم زخم ياد شده است. در سفره ی نوروزي از هفت شين (شيريني و شهد) و هفت ميم (مرغ و ماهي) نيز سخن به ميان آمده است.
تـاریـخـچـۀ نــوروز

نـوروز، جشن شكوهمـند ایران باستان، گــویای پیـشینه ی تابناك میهن ما و جلوه ای مهم از فرهنگ غنی قـوم ایران است.
نوروز كه قرن های دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، از آن روسـت كه یك قــرارداد مصنـوعی اجتماعـی و یا یك جشن تحمیلی سیاسی نیست. جشن جهان اســت و روز شادمانـی زمین، آسمان، آفتاب، جــوشِ شگفتـنـی ها و شـور زدن ها و سـرشـار از هیجان هر آغاز.
نوروز گذشت زمان و دگرگونی های دوران را شاهد بوده و پیوسته با آمد و رفت الهام بخش خود پایان فصلی دیگر را به ساكنـان این سرزمین كهنسال اعلام كرده است. نوروز، تجدید خاطــره بـزرگـــی است. خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت. گذشت سال هــای دراز نه تنها از شكوهمندی سنّتهای نوروزی نكاسته بلكه روشنگر این واقعیت بوده كه بزرگ داشت نوروز و گرامی داشتن سنتهای آن با احساس و اندیشه ایرانی، پیوند ناگسستنی یافته است.

عظمت و شكوه خیال انگیز این جشن ملی، پرنده فــكر ایـرانی میهن پرست و علاقه مند به سنتهای دیرین را در عــالم بی انتهای اندیشه به پرواز در آورده و به سوی گذشته هایش می كشاند.
ابوریحان بیرونی در (التفهیم) در پاسخ به این سوال كه: نـــوروز چیست؟ می نویسد: « نخستین روز است از فروردین ماه و از این جهت روز نو، نام كردند زیـرا كه پیـشـانی سال نو است و آنـچه از پس اوست از این پنج روز، همه جشنهاست و ششم فروردین ماه نوروز را بزرگ دارند، زیرا كه خسروان بدان پنج روز حق های خشم و گروهـان بگزاردندی و حاجت ها روا كـردنـدی، آنـگاه بدین روز ششم خلـوت كردندی، خاصگان را و اعتقاد پارسـایان اندر نـوروز نخستین آنست كه اول روزی است از زمانه و بدو فلك آغازید گشتن.»
نوروز نامه منسوب به خیام آمده اســت كه: « سبب نهادن نوروز آن بوده است كه چـون دانستند كه آفتاب را دو دور بـوده یكی آن سیصد و شست و پنج روز و ربــعی از به اول دقیـقه حمـل باز آید، بـه همان وقت هر روز كه رفته بود بدین دقیـقه نتواند آمدن چـه هـر سال از مدت همی كم شود، چون جمشــید این دو را دریـافت نوروز نام نهاد و جشــن آیـین آورد. پـس از آن پادشاهـان دیـگر مردمان بدو اقتدار كردند.»

ابوریحان در آثار الباقية، می نویسد: « برخی از علمای ایران می گویـند: سبـب این كـه ایـن روز را نـوروز می نامند این است كـه در ایـام تهمورث صـائبه آشكار شدنـد و چون جمشید بـه پادشاهی رسید دین خود را تجدید كرد و این كار خیلی بزرگ به نظر آمد و آن روز را كه روز تازهای بود، جمشید عید گرفت.»
در آثار پیشینیان آمده است كه، این جشن را نــخست جمشید برپا كرد. گویند در این روز جمشید بـه جنگ دیـوان رفت و آنان را فرمانبردار خویش ساخت. جمشید در این روز بر تختی نشست كـه دیوان آن را می بردند و بـا آن به یك روز راه از دماوند به بــابـل رسید. مردم در تعجب شدند و آن روز را جشن گرفتند.
سال نو مبارک

عید پارسیان مبارکباد

یا مقلب القلوب و الابصار

سال ۱۳۸۶ هجری خورشیدی مبارک

آلبوم جدید و بسیار زیبای قشنگه با صدای منصور

آلبوم جدید مریم دی جی بنام محشر


سلام به همه نگاههای عاشقانه

بعد از چند وقت اومدم می دونم خیلی دیر اما حتماْ لیاقت نداشتم. از امروز هر چند وقت یکبار هر بار که فرصت کنم تصمیم دارم به کمک دوستانم در وبلاگهای مختلف(در پایان سال حتماْ اسم می برم) دوباره برای شما مطلب بگذارم. فقط از بازدیدکنندگان عزیز می خواهم بر سر ما منت گذاشته و با راهنمایی های خود نظر خود را حتماْ بگذارند.
تا شب سال نو سعی می کنم مطالب جدید و زیادی در وبلاگ قرار دهم.
غر یب مادر
حسین

شهادت حضرت امام حسین(علیه السلام) و یاران با وفایش بر دوستداران اهل بیت تسلیت باد
دیر آمدیم حتما لایق نبودم
سقای دشت کربلا ابوالفضل

کاش هماندم که تیغ آمد و بر مشک خورد
تیر اجل داده بود عمر مرا خاتمه
آلبوم جدید و فوق العاده زیبای قسم با صدای شهرام صولتی

آلبوم جدید و بسیار زیبای فرشید امین به نام گرفتا

میلان را چه می شود
عکسهای دیدنی از عشق قلبی من تیم فوتبال آث میلان از سایت اختصاصی میلان
طرفداران عزیز میلان لذت ببرند

برای دیدن بقیه عکسها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب>>>
۴ آهنگ جدید و بسیار زیبا از محسن چاوشی

میلاد با سعادت امام هشتم شیعیان٬ زینت طوس حضرت علی ابن موس الرضا (علیه السلام) بر تمام عاشقانش تهنیت باد
رضا یا غریب القربا ای دل بر و دلدار ما ارباب خوب و با وفا
نور امیدم شه غریبم رضا رضا دل بر تو بستم تویی امیدم رضا رضا
هستم و با نام تو بر سینه ام گل می زنم مستم و با نام تو تا گنبدت پل می زنم
|
آستان رضا عليه السلام
زآستان رضا سرخط امان دارم | |
|
رخ نياز بر اين پاک آستان دارم
|
|
|
اگر چه کم زغبارم، به شوق نکهت گل | |
|
هميشه جاي، در اين طرفه بوستان دارم
|
|
|
ز تير حادثه مرغي شکسته بال و پرم | |
|
درين چمن به صد اميد آشيان دارم
|
|
|
چو ذرهّ ام ولي از جبهه سائي حرمش | |
|
دلي چو مهر فروزان آسمان دارم
|
|
|
اگر ز قافله عاشقان او دورم | |
|
چو گرد، چشم به دنبال کاروان دارم
|
|
|
چوکوه، پاي، به دامن کشيده ام در طوس | |
|
زهم جواري او فخر، جاودان دارم
|
|
|
اگر گياهم، اگر خار، از عنايت حق | |
|
هماره نکهت اين نغز گلستان دارم
|
|
|
رضا هزار و يک آمد چو اسم حق به عدد | |
|
که اين لطيفه من از طبع نکته دان دارم
|
|
|
بود چو مظهر اسماء کبريا نامت | |
|
هميشه نام بلند تو بر زبان دارم
|
|
|
کجا هواي جِنان راه دل تواند زد | |
|
که پرتوي ز ولاي تو در جَنان دارم
|
|
|
بهار عمر چو طي شد به بوي تو اي گل | |
|
کنون به لطف تو اميد در خزان دارم
|
|
|
زگلشن حرمت کي روم که لاله صفت | |
|
ز داغ عشق تو عمري به دل نشان دارم
|
|
|
ز درگه تو به جائي نمي روم هرگز | |
|
که چون تو رهبر والا و مهربان دارم
|
|
|
پي نثار، اگر گنج شايگانم نيست | |
|
به خاک درگه تو اشک رايگان دارم
|
|
|
ز آفتاب قيامت مرا چه غم که مدام | |
|
به سر ز سايه ي لطف تو سايبان دارم
|
|
|
به چشم خاک درت تا که توتيا سازم | |
|
ز اشک شوق بسا ديده ابرسان دارم
|
|
|
به دامن کرم عالمي نياويزم | |
|
به دامن تو زنم دست، تا که جان دارم
|
|
|
سيه چو خامه اگر شد دل شکسته ي من | |
|
اميد از کف تو سرخط امان دارم
|
|
|
تو را که لطف چو بحري است بيکران، رحمي | |
|
که من گناه، چو درياي بيکران دارم
|
|
|
نيَم چو دعبل اما فزون تر از دعبل | |
|
چکامه ها به مديح تو ارمغان دارم
|
|
|
بود ز وصف تو عاجز اگر چه طبعم، باز | |
|
کنم ثناي تو تا خامه در بنان دارم
|
|
|
مرا که نيست معاني بلند و واژه بديع | |
|
کجا سزاست که اوصاف و بيان دارم
|
|
|
مرا که نام، غلام رضا بود ( قدسي) | |
|
بس افتخار از اين نام، در جهان دارم
|
|
|
"غلامرضا قدسي"- معاصر | |
اگر میــــــــخواهید آمار بازدید وبلاگتان افزایش یابد این لینک باکس را در وبلاگ خود قرار دهید




